پیمایش درژئوپارک دومولا، از آبشار قاری قشلاق به گلین بلاغی(گِرمی، دهستان انگوت شرقی، استان اردبیل)

اسم این منطقه بهشتی در استان اردبیل تا فروردین ۱۴۰۱ به گوشم نخورده بود و بعد از سالها سفر و تحقیق در مورد سفر و جاذبه های طبیعی ایران با ژئوپارک دومولی(دومولا) کاملا بیگانه بودم. پس وقت را از دست ندادم و به اتفاق یاران همیشگی سفر، یک پیمایش خوب و حسابی در نیمه خرداد ۱۴۰۱ ترتیب داده شد.

نمایی از دره دومولا، محل عکس در ارتفاعات بالاتر از گین بلاغی در هنگام غروب

تدارک سفر به ژئوپارک دومولا (در نقشه های تقسیمات کشوری دومولی نوشته شده ولی ساکنین روستا آن را دومولا تلفظ می کردند)در دل یک سفر چهار روزه بود که ۲۴ ساعت از آن را به این منطقه زمان دادیم.
اول از همه یک نکته بگویم که دومولا یک روستا در منطقه است و روستاهای دیگری هم در اطراف آن هستند ولیکن شاید به خاطر واقع شدن روستای دومولا در میانه ترین قسمت این منطقه، این نامگذاری رایج تر شده است.

ژئوپارک دومولا کجاست؟

ژئوپارک دومولا در تقریبا شمال استان اردبیل مابین شهرهای لاهرود در جنوب، انگوت در شرق، اهر در غرب و پارس آباد در شمال است. نزدیکترین شهر به آنجا انگوت است.
برای رسیدن به دومولا باید از اردبیل راهی مسیر لاهرود شد و در مسیر اصلی در سه راهی پارس آباد به سمت شمال و پارس آباد ادامه داد. در ۲۰ کیلومتر پس از مرادلو در سمت چپ جاده ای فرعی به سمت غرب راهی دهستانی می شود و پس از آن به سمت روستاهای گلین بلاغی، قره قشلاق و دومولاست.

منظره سنگهای فرسایش یافته در ژئوپارک دومولا. جایی درمیان روستای دومولا و گلین بلاغی


تعریف ژئوپارک

مناظر زیبای فرسایش در نزدیکی گلین بلاغی

در تعریفی که یونسکو از ژئوپارک ارائه داده به صورت خلاصه ناحیه ای است که دارای منظر خاص طبیعی است که با گردشگری پایدار مورد حفاظت قرار می گیرد. دومولا به آن معنی دقیق و ضوابط یک ژئوپارک نیست ولی قطعاً پتانسیل جذب گردشگر را دارد و قابلیت تبدیل به یک ناحیه با توسعه گردشگری پایدار را خواهد داشت. تعریف مسیر های پیاده روی، راه اندازی اقامتگاه های بومگردی با ضوابط اکوتوریسم می تواند رونق اقتصادی برای بومیان به همراه داشته باشد.

قسمت اول پیمایش: از آبشار قاری قشلاق تا آبشار دومولا(دو آبشار و یک دره زیبا)

آبشار قاری قشلاق ۷ صبح آغاز پیمایش

نیمه خرداد ۱۴۰۱ شب به نسبت گرمی را در روستای قاری قشلاق بر روی یک سقف سیمانی مسجد که کل روز را آفتاب خورده بود چادر زدیم. ۵ صبح بیدار شدیم ‌شروع به جمع کردن وسایل کردیم که ساعت ۶ حرکت را شروع کنیم. منطقه گرم شده بود و هر چه زودتر میجنبیدیم بهتر بود. نقطه شروع برنامه دیدن آبشار قاری قشلاق(“چالاچوخور” هم شنیده ام) بود. آبشار ته یک دره در زیر پایمان بود و منظره جالبی داشت، فاصله اش از جاده حدود ۵۰ متر بود. قصد پایین رفت نداشتیم و از همانجا دید خوبی میداد، فقط میخواستم که سریعتر آهنگ حرکت را پیدا کنیم. این مسیر هم مانند همه برنامه ها برایم نا آشنا بود و فقط به کمک مطالعه و فایل gps دلم قرص بود. با وجود این کوله کشی کوله حمل سهند و بارهای دیگر هیچ توقفی را مجاز نمی کرد. قصد پیمایش تا ساعت ۸ برای صبحانه را داشتیم.

از آبشار که خلاص شدیم ابتدای دره دومولا قرار گرفتیم. اولش چند متری راه را اشتباه در خاکی سربالایی رفتیم که سریع فهمیدم و حرکت در کنار رود کم آب دره را ادامه دادیم. راه بارها آب را قطع می کرد ولی مسیر آب کن عرض بود و خیس شدنی درکار نبود. همیشه پا کوبی کم رنگ وجود داشت. هوا هنوز خنک بود و بی وقفه می رفتیم و از میان علف ها و درختان مسیر باصفایی بود. درخت توتی در میانه راه همه را شاد کردو پس از آن توقفی برای صبحانه بر سر دوراهی داشتیم. تا آنجا کلی منظره سنگهای فرسایش رفته جالب داشت.

ابتدای دره دومولا
ابتدای دره دومولا وسیع است، مسیر در کنار آب زلال است و بارها باید آب را قطع کرد
قسمت های آغازین دره و باغات
فرم سنگ ها در دره دومولا
فرم سنگ ها در دره دومولا


ادامه مسیر دوراهی سمت راست بود و دره کم کم تنگ تر شد. به جایی که رسیدیم که اخطار داده بود وارد باغات نشوید. ولی مگر راه دیگری هم بود؟! اینجا ها کمی پیدا کردن مسیر دشوار شد چون ادامه دادیم و به بک آبشارک خوردیم و دره بن بست بود فایل جی پی اس هم دقیق نشان نمیداد. حدود ۲۰۰ متر برگشتیم و از راهی پر شیب از سمت چپ (چپ در جهت حرکت آب )به بالا جستیم و از دره رها شدیم و دیگر در آفتاب بودیم. پا کوب خاصی نبود ولی راه را مستقیم رفتیم و رفتیم تا از دور میشد جای دومولا را حدس زد و کمی بعد به جاده اصلی خاکی خوردیم. حرکت سر ظهر در خاکی حالمان را گرفت ولی به سمت ده رفتیم و از گپ و گفت با پیر و جوان سرحال آمدیم. با سلام علیک به حیاط خانواده پورحسن فرود آمدیم و آبی خوردیم و استراحت و گپ و عکس یادگاری. نان تازه منزل هم به ما دادند که حکم پیش ناهار بود. آنجا فهمیدیم که اسم این ده با صفا دومولاست نه دومولی. آدرس آبشار را گرفتیم و یکی از بجه های منزل ما را اول به چشمه برد و بعد به آبشار که ته دره بود رساند. عجب آبشاری بود در گرما معجزه بود. یک به یک زیرش رفتیم و جان گرفتیم. تقریبا یک ساعتی به آب بازی گذشت. نکته جالب حدود ۵ متر بالاتر از کف دره چشمه آب سردی بودکه پدربزرگ‌خانه پورحسن آدرسش را به من داد.

بعد از تنگ شدن دره و بن بست شدن آن بالارفتیم و دیگر در دره نبودیم.
ادامه مسیر در بالای دره مستقیم به سوی روستای دومولا
در این عکس ادامه مسیر تا دومولا مشخص است. دره بن بست شد و بالای دره سمت راستش رفتیم.آن باغات پر پشت باغات روستای دومولاست.آبشار اصلی بالاتر از آنجاست. مسیر گلین بلاغی از همان باغات به سمت تپه سمت چپ است
دره دومولا
پس از طی مسیر به جاده خاکی روستای دومولا رسیدیم
دورنمای روستای دومولا
روستای زیبای دومولا
دورنمای آبشار دومولا

قسمت دوم پیمایش: از آبشار دومولا به روستای گلین بلاغی(اتراق در کنار چشمه زندگی)

آبشار دومولا در نزدیکی روستا

مسیر به نصف رسیده بود ولی ظهر بود و‌آفتاب شوخی نداشت. باوجود تمام راهنمایی های پورحسن برای مسیر گلین بلاغی مسیر را به اشتباه زود پیچیدم. یعنی از آبشار باید در مسیر آب ادامه میدادیم و در نقطه ای در سمت راست پاکوب ما را از دره جدا می کرد و به دامنه میبرد. زود پیچیدم و مکافاتی یک ساعته داخل باغ های پر شیب گرفتارمان کرد و شانس آوردیم که به سلامت از منطقه خطر ارتفاع جستیم و دوباره به کف دره آمدیم. از اعصاب خوردی کمی نشستیم تا دوباره جان بگیریم و اینبار بشقاب پر دلمه خانواده ای که برای تفرج به دره و آبشاردومولا آمده بودند شگفتزده مان کرد و در دل گفتم عجب مردمانی داریم…
خلاصه مسیر خروج از دره در سمت راست بود و پا کوب را با مصیبتی یافتیمش و در سینه کشی آفتابی شروع به بالا رفتن کردیم. ذخیره آب تمام بود. مناظر فوق العاده از سنگهای فرسایشی و سکوت و منطقه بکر… از گردنه گذشتیم و سرازیر شدیم. امیدی به آب نداشتم. پیش خودم گفتم نهایت جویباری پیدا میکنیم و آب را میجوشانیم. از استراحت قبلی بیش از یک ساعت بود که آمده بودیم. سرازیری که تمام شدو وارد دره وسیعی بودیم . در راه کسی نبود تا آنجا مه به شانس به دو محلی برخوردیم و خبره معجزه گونه جشمه در مسیر در همان حوالی را دادند. عجب چشمه ای بود. درست سر مسیر بود. گوارا و سرد از یک سنگ بیرون میزد. کل هیکل را دوباره خیساندیم و خوردیم و برداشتیم و همان حوالی اتراقی طولانی تا ساعت ۱۸ را داشتیم.

مناظر صخره ها و برج های ژئو پارک دومولا

آفتاب که کمی خوابید دره را ادامه دادیم. آنجا ابتدای جنگل بود و باید برای گلین بلاغی مسیر را در سمت چپ از سینه کش بالا میرفتیم و داخل جنگل نمیرفتیم. مار ها بودند که جولان میدادند و حدود ۵ تایی را بچه ها دیدند ولی ظاهرا غیر سمی بودند. مسیر کلا سربالا و شر شر عرق و‌کوله کشی بود. تا دم غروب به بالا رسیدیم و‌حالا تمام منطقه زیر پا بود.توصیف صحنه لحظه غروب و خنکی و چشم انداز وسیع. اما تا گلین بلاغی یک گام آخر مانده بود. ده کاملا از دور معلوم بود ولی حدود ۳ کیلومتری را باید ته دره میرفتیم و بالا می آمدیم. چمن زار فوق العاده ای بود و سهند سرکیف تماش را خودش پیاده آمد. مناظر سنگی و شکل های خاص در آخرین دقایق روز خیلی زیبا بود. ساعت ۲۱ و ‌تاریکی‌بود که وارد دهکده کوچک گلین بلاغی شدیم و کنار مسجد به ون آقا پرویز که منتظر ما بود رسیدیم. با بهزاد از بچه های آنجا و کوهنورد منطقه آشنا شدیم و گپ زدیم و اطلاعات خوبی در مورد نحوه پیمایش منطقه و زمان های مناسب دادند. ایشان گفتند بیشتر گروه ها به سبب شیب زمین پیمایش را از گلین بلاغی به سمت دومولا انجام می دهند.

در مسیر گلین بلاغی، قبل از محدوده جنگلی(به آذری: مِشَه) باید به سمت چپ و بالای تپه رفت
لاک پشت زیبا در میانه مسیر دومولا به گلین بلاغی
از دره بالا آمدیم و کم کم به کل ژئو پارک مشرف شدیم
سربالایی و سربالایی در گرما. ولی به نقاط قشنگی نزدیک شدیم. از آن بالا گلین بلاغی و دره دومولا معلوم بود.
چشم اندازهای غروب قبل از گلین بلاغی
از بالا جاده دومولا و روستا دیده می شد.
منظره دره دومولا
ادامه مسیر به سمت گلین بلاغی
چمنزارهای زیبا و ادامه مسیر به سمت گلین بلاغی، روستا دیده می شد. ولی نزدیک نبود و دره ای که دیده نمی شود بین ما بود
روستای گلین بلاغی دیده می شد و آخر مسیر بود. ولی دره ای در میان ما بود که پایین رفتن و بالا آمدنش یک ساعتی زمان می خواست! ولی مناظر سبز خیلی خوب بود و خستگی سربالایی ها را شست. سهند هم تمام این بخش ها را خودش پیمود. به گلین بلاغی که رسیدیم هوا کاملا تاریک بود.
تک درختان زیبا در پایین گلین بلاغی
تک درخت زیبا نظاره گر ژئوپارک دومولا
و باز تک درخت زیبا سمبل مق
مناظر سنگی زیبا در نرسیده به گلین بلاغی
مناظر سنگی زیبا در نرسیده به گلین بلاغی
مناظر سنگی زیبا در نرسیده به گلین بلاغی

پیمایش منطقه تمام بود و روز طولانی را گذرانده بودیم و هیچ چیز مثل یک شام و استراحت و گپ زدن نمیچسبید. بعد از کلی فکر کردن بالاخره به سوی مرادلو(در مسیر بازگشت به لاهرود) برای شب مانی رفتیم و خاطره دومولا برای همیشه در ذهنم حک شد.

یکی از ویژگی های این سفر برای گروهمان همراهی دو کودک حدود دو و پنج ساله بود که با کوله های حمل کودک تمام مسیر را با صبر و تحمل بسیار طی کردند و دیدند و ما از همراهی آنها بینهایت لذت بردیم.

چند نکته برای برنامه ریزی و سفر به ژئوپارک دومولا:

در مسیر گلین بلاغی و کسب ارتفاع

⁃ اگر قصد دیدن زیبایی های طبیعی این منطقه را دارید فصل بهار بی شک زیباترین جلوه این منطقه را نشانتان میدهد، اواخر بهار منطقه به گرمی رفته و پوشش گیاهی کم کم زرد می شود. و پیمایش در گرما طاقت فرسا خواهد شد.
⁃ دیدن اوج زیبایی ژئوپارک دومولا با پیاده روی و کوهپیمایی به اعماق پارک همراه است، پس خود را برای ساعت ها قدم زدن و لذت بردن آماده کنید.
⁃ روستاهای منطقه کوچک هستند و مغازه ندارند و باید نیازمندیهای خود را همراه داشته باشید. هر چند که ساکنین منطقه آنقدر دریادل و بزرگوار هستند که از هیچ کمکی به ما دریغ نکردند.
⁃ سبکترین حالت پیمایش با توجه به شیب زمین شروع پیمایش از روستای “گلین بلاغی” به سمت روستای دومولا است و می توان بعد از آن از دومولا از دره به سمت قره قشلاق رفت. ما برعکس پیمایش را انجام دادیم و هرچند از مسیر راضی بودیم ولی فشار گرما و شیب در ظهر کمی برنامه را فرسایشی کرد.
⁃ در نزدیکی گلین بلاغی فرم های فرسایشی بسیار زیبا هستند و اگر امکان پیمایش طولانی را نداشتید می توان مستقیم به گلین بلاغی رفت و سنگ های زیبای جنوب روستا را تماشا کرد و بعد با ماشین به سمت دومولا رفت و از آبشارش دیدن کرد. ولی پیاده روی و لمس کردن چیز دیگری است.
⁃ آقا بهزاد عزیز از اهالی گلین بلاغی، در مورد برگردان فارسی نام روستای «گلین بلاغی» اینطور توضیح دادند: گلین بلاغی دو معنی دارد، گلین در زبان آذری یعنی عروس یا بیاین و بلاغ هم به معنی چشمه، پس معنی گلین بلاغی یا «بیاین چشمه» است یا «عروس چشمه» که اولی محتملتر است.

این روزها متاسفانه گلین بلاغی از کم آبی رنج می برد و اگر قصد شبمانی در این روستای زیبا را داشتین از این موضوع آگاه بوده و پیش بینی لازم را داشته باشید.
⁃ مسجد روستای قاری قشلاق و پشت بامش البته با اجازه ساکنین روستا مکان خوبی برای کمپ و شب مانی است، شیر آب روشویی و دستشویی هم وجود دارد.

مسیر پیمایش شده از آبشار قاری قشلاق به گلین بلاغی جهت حرکت از پایین عکس به بالا و سپس چپ است


⁃ کل مسیر پیموده از آبشار قاری قشلاق تا روستای گلین بلاغی ۱۷٫۵ کیلومتر با تغییر ارتفاع مثبت ۵۲۵ متر بود. مسیر به صورت خالص ۱۳٫۵ کیلومتر است که ما به سبب برخی از اشتباهات در مسیر یابی و انحراف از مسیر ۱۷٫۵ کیلومتر ثبت کرده بودیم.
⁃ متل “سحر” در مرادلو‌ مکانی بسیار خوب و حرفه ای و با امکانات و خوش قیمت برای اقامت در طول مسیر است. خدمات متل و رستوران و نان و شیرینی پزی شبانه روزی در آنجا تیم را به وجد آورد و شب خوبی را در آنجا گذراندیم.
⁃ برای آشنایی با مسیر طی شده که بیشتر آن پاکوب بوده ولی در برخی نقاط پیدا کردن مسیر با چالش فراوان همراه بوده، فایل GPS در Wikiloc قرار داده شده است.

در انتها سپاس فراوان از مریم و محمد عزیز همسفران صبور و خوش ذوق که عکس های خوبشان تزیین این گزارش سفر شد.

مطالب مرتبط

۲۱ دیدگاه‌

  1. احمد عيسي نيا قرا گفت:

    مثل همیشه چقدر عالی و زیبا به تصویر کشیدن جناب موسوی عزیز
    ممنون

  2. بهزاد قهرمانی گفت:

    سلام جناب موسوی عزیز، امیدوارم حالتون خوب باشه. من متن شما را کامل خوندم، دو جا ایراد داره، اول اونجایی ک نوشتین (من گفتم قبل از شما گروهی جهت شب مانی ب پایین دست روستابردم ) اشتباهه چرا ک من گفتم دو سه روز قبل گروهی واسه شب مانی پایین روستا کمپ زده بودن
    دوم اینکه روستای گلین بلاغی دوتا معنی داره، یک گلین در زبان ترکی یعنی عروس یا بیاین و بلاغ هم به معنی چشمه، پس معنی گلین بلاغی یا بیاین چشمه است یا عروس چشمه ک اولی محتملتره

  3. فرزاد نوری گفت:

    جانم دومولا

  4. شهرام گفت:

    اووووو چه بهشتیه در زیبایی از،شمال و هرجای دیگه ای برای من سر تر بود کسی که بره میفهمه من چی میگم

  5. ناشناس گفت:

    اولا فاذری خودتی دومآ قاری به تلاوت کننده میگن اون قارا هستش قارا قشلاق فاذری فاشیست

    • ممنون از نقطه نظر محبت آمیز جنابعالی!!، نحوه اشنایی شما با این وبلاگ نمیدانم از کجاست و چطور به این آدرس رسیدین ولی قطع به یقین اینجا جای شناخت ایران است و تجربه های شخصی خود را راجع به مناطقی که سفر کرده ایم مینویسیم.

      برای شفاف سازی خوانندگان متن عرض میکنم که می توانید برای پیدا کردن نام این روستا به مراجع معتبر سر بزنید. در ضمن قاری فقط در عربی معنی ندارد و در آذری معانی مخصوص خودش را دارد. در فرهنگ دهخدا راجه به قاری قشلاق اینگونه آمده است:
      معنی قاری قشلاقی . [ ق ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل . در ۵۰هزارگزی باختر گرمی و ۳۰هزارگزی شوسه ٔ گرمی به اردبیل و در جلگه واقع است . هوای آن گرمسیری است و ۶۴ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴ ص ۳۴۵)

      در خصوص صحت اطلاعات جز مراجع اطلاع بیشتری ندارم و ممنون میشم اگر کسی اطلاع بیشتر درباره نامگذاری این روستا داشت در اختیارمان بگذارد.

  6. شهریار گفت:

    سر صبحی با خواندن مطالب زیبایتان خیلی لذت بردم بخصوص از عکس غروبی که انداخته بودید
    چون خودم شاهد چنین صحنه ای در سال ۷۱ در منطقه مراد لو بودم و در پس زمینه تصویر غروبی که من بیاد دارم ۳ اسب زیبا بودند که دو تای انها با هم مبارزه میکردند و بصورت دو پا رو در روی هم به همدیگر با دستشان ضربه میزدند
    اون زمان دسترسی به موبایل اصلا نبود تا سریعا عکسی را ثبت کرد
    بهر حال ممنون از توصیف زیبایتان و عکسهای دلربایتان
    پیروز و موفق باشید
    شهریار از تبریز

  7. احمدی گفت:

    چه بهشتی !!!!!!کم نظیر بود .

  8. ناشناس گفت:

    فارس زبان های عزیز ، لدفا نام های منطقه‌ آزربایجان را تحریف نکنید ، اسم این منطقه دوملو هست . دوملو

    • با درود خدمت شما دوست عزیز و ممنون که به وبلاگ ما سر زدین، من متوجه فرمایش شما راجع به تحریف نشدم، اصولا در اینجا بحث شناخت و معرفی ایران با تجربه های شخصی مطرح است و بحث های حاشیه ای وجود ندارد. در خصوص اسم که “دوملو” میفرمایین ما اسم “دومولا” را از روی تلفظ چندین نفر از ساکنین آن روستا نقل قول کردیم و به نظرم درست ترین تلفظ، تلفظ ساکنین آن منطقه است. ممنون خواهم شد که ضمن معرفی خودتان، معنای این منطقه را در زبان شناسی یا مرجعی برای نام آن منطقه بیان کنید. سپاس

  9. مسلم گفت:

    خیلی عاالی منطقه‌ زیبایی هست

  10. ناشناس گفت:

    👍

  11. مهدی گفت:

    انشالله سالم باشید وتن درست عالی،

  12. علی محمدیان دمولا گفت:

    اون اسم روستای گلین بلاغی معنیش را آقا بهزاد اشتباه گفته چون اگر قرار بود اون گلین ،بیایین باشه معنیش باید آخرش گلین بلاغا میشد اون معنی اصلیش چشمه عروس هست و در ترکی جای فعل فاعل فرق میکنه موقع ترجمه
    گلین بالاغا. با گلین بلاغی فرق داره باید از آخر جمله فهمید ک اون گلین عروس هست یا بیایین

    • جناب محمدیان عزیز، سپاس از اینکه به ما سر زدین و نقطه نظر مفیدتون رو گذاشتین. البته در متن هم به هر دو احتمال در معنا اشاره شده. نامگذاری مناطق در ایران و پیدا کردن ریشه این اسامی برای من بسیار جذابه و ممنون که در این راه کمک کردین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *