The mountain is burning, the mountain is always burning(Ramhormoz, Khuzestan province)

Tash Kooh on the side road between Midwood and Ramhormoz that went to Abolfars, it was worthwhile to tilt the route and walk for kilometers on the side roads in the middle of the night to be right next to it at midnight on Nowruz 1400 at 12 o'clock at night. And the smell of sulfur pervades our being.

آتش حاصل از گاز های درون زمین این جنین است که سالیان سالیان است که می سوزد.

از صبح نه چندان زودی از سد کارون ۴ شروع کرده بودیم و پس از گشت و گذار در مسیر و پیاده روی خنگ اژدر و شام چنجه در بارانگرد خسته و خواب آلود در پیچ و تاب جاده باغ ملک و میداوود بودیم تا به خروجی ابوالفارس در سمت چپ رسیدیم. واقعا جای شکرش هست که با نقشه های موبایلی هیچ کجا گم نمی شویم وگرنه در دل شب های تاریک و جاده های بی نشان معلوم نبود سر از کجا در می آوردیم. تش کوه هم در نقشه های open street map و نرم افزار Maps.me مشخص بود و آفلاین مسیر را دنبال می کردیم.

میزان انتشار گاز از هرجایی متفاوت است، بعضی نقاط شعله ها بزرگتر هستند.
رنگ آبی شعله جالب توجه بود

تا به حال در روز این مسیر را طی نکرده بودم و حیف که از طبیعت آن اطراف که کلا تپه ماهور است چیزی ندیدیم. یکی از عوارض مهمی که در جاده ابوالفارس به آن برخوردیم، رود زرد بود که فقط پل طولانی فلزی آن برایمان جالب بود چون هیچ چیزی در عمق سیاهی دره پیدا نبود.

تابلویی که در جاده ابوالفارس محل تشکوه را نشان می دهد.
بوی گوگرد در فضا بسیار غالب بود
دز نزدیک این منطقه چشمه طبیعی قبر هم هست که دیدنش را به سفرهای دیگر موکول کردیم.
همسفران در حال بازگشت به ماشین

با پشت سر گذاشتن پیچ های زیاد در جاده باریک بالاخره به نقطه مقصد در سمت چپ رسیدیم و تجمع چند ماشین که در حال رقص و پایکوبی در روبه روی کوه آتش بودند، خواب را از سرمان پراند. حیرت انگیز بود. جای تا جای تپه شعله های کوچک می سوخت و بوی گوگرد فضا را پر کرده بود. چند پسر جوان محلی که با موتور آمده بودند چادری رو به روی کوه آتش زده بودند، فضای جالبی داشت.

بوی گوگرد خیلی اجاره حضور در نزدیکی شعله ها را نمیداد. تقریباً نیم ساعتی در محل بودیم و قصد بازگشت به سر جاده داشتیم.

راه زیادی را آمده بودیم ولی همچنان راهمان ادامه داشت. باید برمی گشتیم و راه شوشتر را پیش می گرفتیم. منزلگاه شبمان روستای نفت سفید بود.

No Description

some notes:

  • تش کوه در تاریکی جلوه دارد، پس حتما طوری برنامه ریزی کنید که در تاریکی از آن بازدید کنید.
  • جاده به کل آسفالته است و از کنار تش کوه رد می شود. می شود گفت پیاده روی ندارد.
  • به صورت کلی، تش کوه در نقطه ای بین دوشهر رامهرمز و باغملک است. جاده فرعی آن به طول ۱۵ کیلومتر از جاده رامهرمز-باغملک منشعب می شود. خدیجه، ماماتین و گنبد لران از روستاهای بین مسیر در طول ۱۵ کیلومتر هستند.
  • در کنار این جاذبه ژئوتوریسمی امکاناتی وجود ندارد و از این نظر شاید بهتر هم هست چون چهره طبیعی خود را حفظ کرده است.

You may also like...

Leave a Reply

Your email address will not be published.